تبليغاتX
روزی روزگاری سیاتل
خاطرات من از این سوی دنیا
 سفر به دو ایالت"نوادا" و "کالیفرنیا" (1)

 

حدود دو هفته است که برایتان ننوشته ام و می دانم که عذرم پذیرفته نیست ولی راستش دراین ایالت نبودم و رفته بودم سفرتا بخش هایی ازدو ایالت دیگر را کشف کنم.اول ایالت "نوادا " و شهرمعروف "لاس وگاس" و بعد ایالت "کالیفرنیا" و شهرهای "لس آنجلس"،"سانتا مونیکا"،"سان دیاگو"،"ارواین" و"اناهایم".ولی راستش آنقدرجاهای دیدنی دیده ام که نمی دانم از کجا شروع کنم.شاید بهتر باشد به ترتیب کشف کردن برایتان تعریف کنم.

 

شهرمعروف "لاس وگاس" درایالت "نوادا"

شاید همه بدانید که چرا این شهرمعروف است ولی برای افرادی که نمی دانند باید بگویم که در این شهر هرآنچه که در سایر ایالت های امریکا ممنوع است مانند قمار، استفاده ازمشروبات ا لکلی و دخانیات در خیابان و... در آن آزاد است و وجود هتل های رنگ و وارنگ نیز برجذابیت های توریستی آن افزوده اند.

شهر" لاس وگاس" مانند شهر"دهلی" در کشور هندوستان و شهرستان " لارستان" در استان فارس به دو بخش قدیم و جدید تقسیم شده است و اگر کسی بخواهد فقط به انگیزه قماربه این شهر سفرکند در هتل های شهرقدیم ساکن می شود زیرا در این بخش جذابیت توریستی وجود ندارد وافراد می توانند در محیطی آرام تربه بازی قمار بپردازد. (در ضمن باید بگویم که قماربازی اصلا سخت نیست و فقط کافی است که کمی شانس داشته باشی که البته در دین اسلام حرام است.)ولی سایرافراد که اکثرآنها نیز توریست هستند دربخش جدید آن ساکن می شوند تا علاوه بر استفاده از کازینوها از هتل هانیز بازدید کنند البته این شگرد صاحبان این هتل ها است که به بهانه دیدن هتل افراد به کازینوها هم سر بزنند.تا یادم نرفته بگویم که هتل ها به بهانه استفاده مردم ازکازینوها قیمت کم تری بابت اتاق ها دریافت و حتی در هنگام بازی نیزانواع مختلف نوشیدنی سرو می کنند زیرا بیشترین منبع درآمد این افراد از قماراست نه پول هتل ها و نوشیدنی.

اگربخواهم این شهررا ازنظرجغرافیایی توصیف کنم باید بگویم که این قسمت شهرکه از منطقه مسکونی آن فاصله دارد تنها خیابانی عریض و طویل است که هتل هایی با شکل و شمایل های مختلف  آن را احاطه کرده اند و خواب در این بخش وجود ندارد و ساکنین آن ۲۴ساعته بیدارو مشغول بازی و یا گزکردن خیابانها و تماشای  خیابانی که در هتل ها ی مختلف برگزار می شود هستند.

شاید به جد بتوان گفت دیدن این شهر به این می ماند که کسی سفری کوتاه به کشورهای مختلف داشته باشد زیرا هر کدام از هتل های آن مانند پاریس،نیویورک،مونت کارلو،ونیزو... نماد یک کشور هستند.

این قصه ادامه دارد...

 

 

 
|+| نوشته شده توسط هدیه ترقی در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385  |
 فرشتگان آبی بر فراز سیاتل

اول باید از تاخیر چند روزه ام عذرخواهی کنم.راستش مورد جالبی پیدا نکرده بودم که در موردش برایتان بنویسم ولی الان با دست پر آمده ام و می خواهم برایتان پرچانگی کنم.

دوم باید از دوست ،روزنامه نگار و نویسنده عزیزی تشکر کنم.این دوست کسی نیست جز "کامران محمدی" که با معرفی وبلاگم درنسل پنجمحسابی من را شرمنده خود کرده است.راستش من از کامران خیلی چیزها یاد گرفته ام.

سوم پیشاپیش به همه دوستان روزنامه نگارم، ۱۷ مرداد،"روزخبرنگار"را که با میلاد مولود کعبه ُُامیرمومنان،حضرت علی(ع) و روز پدر مصادف شده است، تبریک می گویم.

چهارم می خواهم بروم سرموضوع اصلی که پرواز"فرشتگان آبی" بر فراز دریاچه واشینگتن است. "فرشتگان آبی" نام جت هایی آبی رنگ است که هر ساله دو روز با حرکات نمایشی برفراز دریاچه واشینگتن ساکنین شهر سیاتل را سرگرم می کنند.این جت ها که تعدادشان شش فروند بود و رویشان نوشته شده بود"ارتش امریکا" با مانوربرفراز این درباچه شاید می خواستند با پایین آمدن وایجاد صدا، به مردمی که برای تماشایشان به کناردریاچه آمده بودند و یا با قایق های خود درمیان آبها به تماشا نشسته بودند قدرت ارتش امریکا را به نمایش بگذارند.باید بگویم که این جت ها در در دو روز گذشته در ساعت های خاصی خود را برای این نمایش آماده می کردند.راستی تا یادم نرفته است بگویم که درهنگام این تمرین ها وهمچنین نمایش امروز پل روی این دریاچه برای جلوگیری از تصادفات احتمالی بسته بود.

                                                                       

|+| نوشته شده توسط هدیه ترقی در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385  |
 هفته سیاتل

 

اینجا هم مثل ایران بعضی از هفته ها نامگذاری شده اند. این هفته،هفته سیاتل است و ازاول هفته تا الان کلی اتفاق افتاده که فکرمی کنم برایتان جالب باشد.

 

                                          

  

۱- ماهی سمن در دریاچه واشینگتن فراوان است ولی ماهیگیری در این دریاچه ممنوع است.این دریاچه به اقیانوس اطلس می رسد و آب آن بسیارسرد است. در این هفته از ساعت ۵ صبح روز شنبه تا پایان روز دوشنبه ماهیگیری آزاد بود و هر فرد می توانست روزی فقط دو ماهی بگیرد.پس ازآن نیز دوباره در روز سه شنبه ماهیگیری ممنوع و درروزهای چهارشنبه و پنج شنبه ماهیگیری آزاد خواهد بود. باید بگویم دولت امریکا ازآنجا که تصمیم دارد این نوع ماهی را پرورش دهد ماهیگیری آن رادرطول سال ممنوع کرده است. ولی اگربخواهیم در این روزها ماهی بگیریم بهترین مکان برای ماهیگیری درنزدیکی خانه "بیل گیتس"رییس کمپانی ماکروسافت  درکنار این دریاچه است  وجای دیگر نیز در محلی است که این دریاچه به دریای آزاد وصل می شود وآب آن ارتفاع سطح دارد که البته باید با قایق به این مکانها رفت.ولی جالب توجه این است که تنها افرادی می توانند در این روزها ماهیگیری کنند که دوگواهینامه"ماهی سمن" و"ماهیگیری "را داشته باشند.

  

                                           

                     

  ۲-برگزاری نمایشگاه هنردر منطقه"بلویو"از دیگر برنامه های مخصوص در این هفته بود که ۱۲۰هنرمند ازکشورهای مختلف که در این شهر زندگی می کنند گردهم آمده و محصولات و هنرهای دستی خود را به نمایش گذاشته بودند.این نمایشگاه شامل تابلوهای نقاشی،سفال،آیینه کاری،زیورآلات،شمع،زربافی و ... بود.

همچنین در کنار این نمایشگاه بازدید از موزه های نقاشی، طراحی لباس،صندلی و شیشه نیز به صورت رایگان برای عموم درنظرگرفته شده بود که البته هزینه این بازدیدها را شرکت هواپیمایی بویینگ پرداخت کرده بود.

ولی نمایشگاه هنوز ادامه داشت و بخش دیگر آن مختص کودکان بود که در این بخش کودکان می توانستند با استفاده از کاغذ،رنگ،کاموا و پارچه کاردستی درست کنند و یا لوبیا بکارند.

 

                                         

 ۳-یکی دیگر از برنامه های مهم در ابن هفته برگزاری رژه درسیاتل بود.این رژه با تمام رژه هایی که در ایران دیدید تفاوت داشت .

                                              

دراین برنامه که با رژه ۲۰ پلیس موتور سوار و نمایش هماهنگ آنها آغازشد ۱۱۰ گروه ازمراکز،بخش های مختلف وهمچنین گروه هایی از کشورهای دیگر چون کره،ژاپن،چین،مکزیک،هند و ... که درامریکا اقامت دارند شرکت کرده بودند.

                                       

این گروهها که شامل نیروهای هوایی،زمینی،دریایی، گروههای موسیقی دانشگاهها،رقص،نمایش فرهنگ کشورها،نماد شرکت های بزرگی چون بویینگ، ،بانوی شایسته سیاتل،رستوران های معروفی چون "مک دونالد"،آتش نشانی،نیروی برق،صلیب سرخ و... بود با رژه درخیابان های سیاتل آن چنان هیجانی دربین تماشاچیانی که ازساعتها قبل به خیابانها آمده بودند ایجاد کرده بود که بسیاردیدنی بود.

                                                                        

این گروهها سواربر ماشین و یا برروی ارابه هایی که تزیین شده بود و با حرکات موزون وتکان دادن دست به مردم خوش آمد می گفتند. دراین میان نیزگروهی دزد دریایی شده بودند وسوار بر کشتی با منفجرکردن ترقه ایجاد سروصدا می کردند و مردم هم یک صدا این گروهها را تشویق می کردند.این رژه با حرکات گروه های دیگر از پلیس که سوار برماشین و دوچرخه بودند پایان یافت.

                                           

|+| نوشته شده توسط هدیه ترقی در سه شنبه دهم مرداد 1385  |
 شلیک درسیاتل

 

یک مسلمان پاکستانی و مقیم امریکا امروز بعدازظهربه مرکزیهودیان درسیاتل حمله کرد.دراین حمله مسلحانه که به دنبال جنگ اسراییل و لبنان و به بهانه تنفر از یهودیان انجام گرفته یک نفرکشته و پنج نفرزخمی شده اند و وضعیت سه نفر ازمجروحین وخیم است و یکی ازمجروحین خانمی37 ساله و باردار است که به بازویش شلیک شده است. . باید بگویم که پلیس این فرد را دستگیر کرده است و در حال حاضرنیز مساجد و مراکزی  که مسلمانان رفت وآمد دارند را تحت نظردارد.همین کارها را می کنند که می گویند مسلمانان تروریست هستند آخربرای چه آبروی ما را می برید؟

|+| نوشته شده توسط هدیه ترقی در شنبه هفتم مرداد 1385  |
 معشوقه های مکزیکی

امروز می خواهم برایتان یک قصه فولکلوربگویم . قصه ای که امروز"خدیشا" دوست مکزیکی ام سر کلاس کالج تعریف کرد. ( قبلا برایتان گفته بودم که کالج می روم و کلی دوست از کشورهای مختلفی چون مراکش، مکزیک،اسراییل،کره،ژاپن،چین،اسپانیا،فرانسه،ایتالیا،برزیل و امریکا پیدا کرده ام.) این قصه در مورد دو کوه معروف" Popocatepetl " "Iztacihuatl " درکشور مکزیک است.پس بشنوید داستان را:

سالها پیش دختر وپسرنوجوانی بودند که همدیگررا دوست داشته و در بهشت زندگی می کردند. آنها اجازه نداشتند که به زمین بیایند و پدرو مادرهایشان بارها این موضوع را به آنها گوشزد کرده بودند. یک روزدرحالیکه بازی می کردند تصمیم گرفتند که برای بازی به زمین بیایند.ولی پس ازاینکه آنها به زمین آمدند پدرو مادرهایشان برای تنبیه، آنها را از بهشت بیرون کردند و فکر کردند که آنها مرده اند.این دختر وپسرپس از ازدواج،ُُُدر زمین زندگی خود را با عشق شروع کردند. تا اینکه جنگ شد و پسر مجبور شد برای جنگ برود. دختر به انتظار بازگشت پسرنشست.ولی چون پسر نبود همیشه سردش بود و می خوابید.بالاخره آنقدر سردش شد که یخ بست و مرد.پسر از جنگ برگشت و دختر را در آغوش گرفت و فهمید که مرده است و بسیار ناراحت شد.با خود گفت که دختر فقط خوابیده است و اگر او هم بخوابد پس از بیدارشدن می بیند که او زنده و خواب بوده است.پس خوابید ولی بعد از بیدارشدن متوجه شد که او واقعا مرده است.پسرتصمیم گرفت که درکناردختر بخوابد وسرد شود.خوابید.سرد شد.یخ بست.مرد و برف روی آنها را پوشاند.

داستان این دو کوه که" Popocatepetl " پسر و" Iztacihuatlدختر و به معنای"زن خوابیده" است به پایان رسید ولی "خدیشا" می گفت که این دو کوه درحالتی قرار دارند که بیننده خیال می کند که همدیگر را در آغوش گرفته اند. در ادامه متوجه شدم که مشابه این داستان در مورد دو کوه معروف امریکا"Raineer" پسر و"Baker" دخترنیز وجود دارد که اگرکشف کردم برایتان می گویم.

|+| نوشته شده توسط هدیه ترقی در پنجشنبه پنجم مرداد 1385  |
 زندگی امریکایی

امروز رفته بودم خانه "برد" همسایه مان و آنجا مهمان بودم و چند چیز جالب دیدم.

۱-"برد" یک امریکایی پولدار است و خانه ای بزرگ دارد که از هر طرفش یکی بهت خوش آمد می گوید.احتمالا دوست دارید بدانید که این دوستان چه کسانی هستند :جین(مادر خانواده),آشلی(دختربچه ای ۳ساله)،جیسن(پسر بچه ای ۱۸ ماهه)،جینجر(سگی ۴ ساله، باوفاو بازیگوش), و دو گربه آمریکایی و مکزیکی که سیزده سالشان بود و اسمشان یادم نمی آید.این همسایه محترم خانه را بین این افراد تقسیم کرده بود البته به کمک حصار.اتاق پذیرایی در اختیار گربه های عزیز، حیاط و اتاق نشیمن در اختیار پاپی عزیز و در نهایت آشپزخانه و طبقه دوم در اختیار انسان های عزیز.همه جاهم از موی این دوستان پر. داشت حالم بد می شد چون از بس مو بود دلم نمی آمد جایی بنشینم و چیزی بخورم.

۲- امروز من در خانه "برد" یک کلکسیون بی نظیر اسلحه دیدم. دیدن یک کلکسیون می تواند جالب باشد نه؟ آن هم کلکسیونی که لنگه اش به خاطر ممنوعیت نگهداری اسلحه در ایران پیدا نمی شود.در این کلکسیون انواع مختلف اسلحه سرد و گرم از جمله مواد منفجره،محترقه،فشنگ،تفنگ شکاري و بادی،انواع هفت تیر، انواع شمشیر،خنجر و خلاصه هر آنچه که به ذهنتان برسد به اشکال مختلف منبت کاری خاتم کاری فلز کاری و ... و از کشورهایی چون ژاپن روسیه امریکا و اسراییل دیده می شد و بعضی از آنها آنقدر سنگین بود که من به شک افتادم که آیا واقعا از این ابزار روزی استفاده می شده است یا خیر !

۳- برد معتقد  بود که کشور اسراییل بهترین سازنده اسلحه در دنیاست . 

|+| نوشته شده توسط هدیه ترقی در چهارشنبه چهارم مرداد 1385  |
 ممنوعیت استفاده از مشروبات الکلی در بعضی از ایالت های امریکا

من اینجا کالج می روم و جایتان خالی از هر کشوری دانشجو است ولی نکته جالبی که می خواهم برایتان بگویم ممنوعیت استفاده از مشروبات الکلی در بعضی از ایالت های امریکا است . سر کلاس داشتیم در مورد تاثیر رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون در خانواده ها بحث می کردیم که رسیدیم به نمایش مشروبات الکلی در این رسانه و اینکه اکثر خانوده ها در هنگام پخش این برنامه ها شبکه را عوض می کنند و یا به طور کلی تلویزیون را خاموش می کنند .در اینجای بحث بودیم که استاد گرامی از تک تک دانشجویان در مورد این مسئله در کشورهایشان نظرخواهی کرد تا رسید به من و در مورد ایران پرسید و من هم طبق معلوم رفتم بالای منبر و از ایران داد سخن سر دادم و گفتم که در ایران استفاده از مشروبات الکی ممنوع است ولی اگر کسی بخواهد در ایران مشروبات الکلی نوش جان کند می تواند به صورت زیر میزی و غیر قانونی از آن بهره ببرد .با بیان این گفته ها بسیاری از دانشجویان با تعجب علت را جویا شدند و من هم برایشان کلی سخنرانی کردم ولی بعد از حرفهای من مستر وارن استاد کلاس گفت که در امریکا نیز چندین ایالت است که استفاده از مشروبات لکلی در آن ممنوع است البته فقط نام یکی از این ایالت ها را به یاد داشت و آن هم ایالت تنیسی Tennessee در نزدیکی جورجیا بود. الان هم کلاسم دیر شده واییییییییییییی . 


الان از کلاس برگشتم و برای اینکه این موضوع برایم جالب بود یک جستجوی کوتاه در اینترنت انجام دادم و کلی مطلب جدید یاد گرفتم که فکر کنم برای شما هم جالب باشد پس گوش کنید:غیر از ایالت تنیسی ،در ایالت کانزاس هم استفاده از مشروبات الکلی ممنوع است . در ایالت تگزاس نیز از بین ۲۵۴ شهر آن در ۷۹ شهر استفاده از مشروبات الکلی ممنوع است. همچنین در ایالت آلاسکا در ۸۳ شهرو در آلاباما حدود ۳/۲ ایالت استفاده از مشروبات الکلی ممنوع است.البته باید این موضوع را بگویم که در اکثر ایالت ها روز یکشنبه استفاده از مشروبات الکلی ممنوع است چون معتقدند این روز،روز خداست.

|+| نوشته شده توسط هدیه ترقی در سه شنبه سوم مرداد 1385  |
 اعلام وضعیت

حدود دو ماه پیش وارد این کشور شدم.این کشور که من به آن می گویم بلاد کفر "آمریکا"است و من الان درشمال آن و در ایالت " واشینگتن "و در شهر همیشه سبز"سیاتل" و در منطقه "کرکلند" زندگی می کنم.هوای اینجا از نظر من خیلی سرد است ـ هر چند که چند روزی واقعا خفقان آور شده است ـ ولی به نظرساکنین،تابستان است و هوا بسیار گرم.راستی گفتم "ساکنین" برای اینکه مردم اینجا رنگ و وارنگ هستند یعنی تنها امریکایی نیستند و تا دلتان بخواهد اینجا آسیایی و چشم تنگ فراوان است که یکی از یکی قشنگ تر حرف می زنند و احتمالا خودت را باید بکشی تا یک کلمه از حرفهای آنها را بفهمی.غیر از این دوستان آسیایی،مکزیکی ها بیشترین افرادی هستند که در این کشور به چشم می خورند و به زبان اسپانیایی صحبت می کنند و باید بگویم که زبان دوم این کشور اسپانیایی است.جالب است نه؟ من که قبلا فکرش را نمی کردم شما چطور؟

|+| نوشته شده توسط هدیه ترقی در دوشنبه دوم مرداد 1385  |
 شروع و ...

مدت‌ ها از زمانی که دانشجو بودم و باید یک وبلاگ درسی برای دکترعاملی می ساختم می گذرد، اما هيچ وقت بعد از آن تصميم نگرفته بودم كه من هم وبلاگی شخصی داشته باشم و گه گداری چیزی درآن بنویسم تا اینکه آمدم اینجا (منظورم بلاد کفر است ) و حالا به پیشنهاد و کمک دوستان یک وبلاگ دارم که می توانم گه گداری چیزی درآن بنویسم  و ازخاطرات اقامت درکشور امریکا یک چیزهایی بگویم تا کمتر احساس غربت کنم.نمی دانم که این نوشته ها چطور از آب در می آیند ولی من تصمیم گرفتم که شروع کنم پس یا علی .

|+| نوشته شده توسط هدیه ترقی در یکشنبه یکم مرداد 1385  |
 
 
بالا